سپیده‌دمِ موعود

امیدی آرام که در میان فرهنگ‌ها، زبان‌ها و نسل‌ها مشترک است — وعدهٔ جهانی که سرانجام از عدل و صلح آکنده می‌شود.

در هر روزگار و هر گوشه از زمین، دل آدمیان یک باورِ آرام را با خود داشته است: که شبِ درازِ بیداد، پایانِ داستان نیست و صبحی روشن به جهان وعده داده شده است.

وعده‌ای کهن‌تر از همهٔ ما

مدت‌ها پیش از شهرها و نمایشگرهای ما، انسان‌ها به جهانی سنگین از ستم و نابرابری نگریستند و نپذیرفتند که این، سخنِ آخر باشد. در میان آیین‌ها و سنت‌ها، یک رشتهٔ روشن می‌درخشد: موعودی خواهد آمد و با او زمینی که از ظلم پر شده بود، از عدل و داد پر خواهد شد.

این یکی از جهان‌شمول‌ترین امیدهای بشر است — اینکه نیکی ساده‌لوحی نیست، حقیقت شکست نمی‌خورد، و منجی‌ای در انتظار است که کارها را به سامان می‌رساند.

دو دوستِ موعودِ خدا

در دلِ این امید، دو چهرهٔ بزرگوار در کنار هم ایستاده‌اند. مسلمانان در انتظار ظهور امام مهدی (علیه‌السلام) هستند؛ هدایت‌شده‌ای از خاندان پیامبر که قیام می‌کند تا جهان را پس از پر شدن از بیداد، از عدل بیاکنَد. و در کنار او عیسی، پسر مریم (علیه‌السلام) بازمی‌گردد — محبوبِ مردمان در سراسر گیتی — تا یاورِ حق باشد، شکاف‌ها را التیام بخشد و در نشانه‌ای از وحدت، پشتِ سرِ امام به نماز بایستد؛ نه از سرِ رقابت، که از سرِ همدلی.

دو دوستِ موعودِ خدا، که نه برای تسخیرِ دل‌ها به زور، بلکه برای بیدار کردنِ آنها به عدل و رحمت و نور می‌آیند.

آن صبح چه حال‌وهوایی دارد

روزی را تصور کن که هیچ کودکی گرسنه نمی‌خوابد؛ که دادگاه‌ها خریدنی نیستند؛ که زورمندان نمی‌توانند ناتوانان را لگدمال کنند؛ و دانش و مهربانی سریع‌تر از ترس گسترده می‌شود. تصور کن شمشیرها به ابزارِ آبادانی بدل شوند و زمین، برکت‌هایش را سخاوتمندانه ببخشد. دل‌ها در آرامش، و عدلی یگانه و مهربان که به دورترین روستا و تنهاترین جان می‌رسد.

این رؤیای گریز از واقعیت نیست؛ توصیفِ یک مقصد است — سپیده‌دمی که بی‌شمار جان، به هر زبان، برایش اشک ریخته و دعا کرده‌اند.

دعوتی ملایم به ژرف‌نگری

برای کنجکاو بودن، لازم نیست موافق باشی. اگر وعده‌ای چنین زیبا، هزاره‌ها و در میان این‌همه مردم طنین انداخته، دستِ‌کم ارزشِ نگاهی اندیشمندانه را دارد. با دلی گشوده بخوان. پرسش‌های صادقانه بپرس. آنچه را سنت‌ها می‌گویند بسنج. به اشتیاقِ عدالتی که همین حالا در درونت زنده است بنگر — شاید قطب‌نمای تو باشد.

آماده شدن برای نور

آنان که در انتظارِ جهانی عادل‌اند، دعوت می‌شوند که از همین امروز به ارزش‌های آن زندگی کنند: راستی در کارهای کوچک، مهربانی با غریبه‌ها، انصاف آنجا که کسی نمی‌بیند، صبر در سختی، و امیدی که سرد نمی‌شود. آماده شدن برای سپیده‌دمِ عدل، یعنی همین که امروز اندکی از نورِ آن را با خود حمل کنیم.

شب هر چه دراز باشد، صبح وعده داده شده است. باشد که از کسانی باشیم که آن را می‌شناسند، به استقبالش می‌روند و دل‌هاشان را برایش آماده کرده‌اند — و سلام بر دوستانِ موعودِ خدا، و بر همهٔ تشنگانِ عدالت.

در همهٔ فرهنگ‌ها، دل‌ها در انتظار منجی‌اند؛ کسی که زمین را پر از عدل کند.

خواندن داستان